تبلیغات
تاریخچه Vatan Ir

 

خالد بن عبدالله قسری کارگزار حکومت امویان در عراق بود. او از هشام بن عبدالملک خلیفه ی اموی اجازه خواست تا بر روی  رود دجله پلی بسازد. نامه به خلیفه ی اموی رسید او در پاسخ نامه ی خالد نوشت:اگر این کار شدنی بود، ایرانیانِ گذشته (عهد باستان) این کار را کرده بودند؛ اما به دلیل اینکه خالد در ساختن این پل پافشاری کرد هشام به این شرط پذیرفت که اگر پل خراب شد خالد شخصاً خسارت آن را به بیت المال بدهد.

پل با هزینه ی سنگین ساخته شد اما کمی بعد در اثر طغیان رود دجله ویران گردید. هشام نیز تمام هزینه ی ساختن پل را از خالد گرفت.

 

 




تاریخ پنجشنبه 26 فروردین 1389 ٍ به قلم امید موید

 

زنان ایلامی نسبت به زنان میان دو رود از ارج و قرب بالاتری برخوردار بودند. در دوره ای از تاریخ ایلام، مردانی که از وارثان ملکه ی نخستین بودند اجازه ی سلطنت داشتند. پرستش الهه های زن در ایلام متداول بود؛ زیرا زن جاودانه و قابل احترام بود و نسب خانواده را حفظ می کرد. الهه ی مادر در راس خدایان ایلامی قرار داشت و موجب باروری و سود بخشی همه ی پدیده های طبیعت می شد.

در بابل، زن از شوهر ارث می برد.ارثیه ی او جهیزیه و مهریه اش بود.زن در آشور هیچ حقی نداشت اما در ایلام - بر اساس گل نوشته ها – مرد هنگام مرگ، مایملکش را با رضایت کامل به همسرش می بخشید و پس از آن تنها فرزندانی می توانستند وارد خانه شوند که حرمت مادر را نگه می داشتند.

زن اجازه داشت ثروتش را به هرکدام از فرزندان که می خواهد ببخشد اما بیش تر ثروت او به فرزندی بخشیده می شد که حرمت مادر را نگه می داشت.

باستان شناسان پیکره های بسیاری از الهه های مادر را کشف کرده اند که حاکی از مقام و منزلت زن بود و یا شتین های زن که از جایگاه اجتماعی آنان خبر می دهد.

ایلامی ها حیوانات بسیاری برای الهه ی مادر قربانی می کردند.

 




تاریخ دوشنبه 17 اسفند 1388 ٍ به قلم امید موید

 

پس از جنگ نهروان که میان حضرت علی علیه السلام و خوارج صورت گرفت و با شکست خوارج به پایان رسید امام برای جنگ با معویه آماده شدند اما زمانی که مردم کوفه را به جهاد علیه باطل دعوت کردند کوفیان گفتند « ما را جنگ بس است » و علی علیه السلام را تنها گذاشتند.

دو سردار امام، مالک اشتر نخعی و محمد بن ابی بکر، توسط ایادی معاویه به شهادت رسیدند. امام در سوگ آن دو گریست. دشمنان امام علیه السلام جسورتر شدند و کوفیان بهانه جو، امام را برای دفع فتنه یاری نرساندند تا جایی که امام آزرده و ملول از مردم زمانه در خطبه ای آرزوی شهادت کرد.

در اینجا بخشی از خطبه ی امام علی علیه السلام خطاب به کوفیان ذکر شده است:

«به کسانی گرفتار شده ام که چون آن ها را می خوانم، جواب نمی دهند. نفرین بر شما! برای نصرت و یاری دین خدا منتظر چه هستید؟ آیا نیست دینی که شما را گرد آورد؟ آیا نیست غیرتی که شما را تکان دهد؟ در میان شما ایستاده ام و فریاد کنان یاری و همراهی می طلبم ولی سخن مرا گوش نمی دهید و فرمانم را پیروی نمی کنید. سوگند به خدا، در خانه ها بسیارید و در زیر پرچم های جنگ اندک! به من خبر رسید که لشکر معاویه به شهر انبار وارد شد و یکی از لشکریان آن ها به خانه ی یک زن مسلمان و یک زن غیر مسلمان داخل شده و دست بند و گردن بند او را کنده بود ولی آن ها نتوانستند مانع شوند. اگر مرد مسلمانی از شنیدن این واقعه از حزن و اندوه بمیرد، بر او ملامت نیست.»

 




تاریخ سه شنبه 11 اسفند 1388 ٍ به قلم امید موید
(تمام صفحه ها:16)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

دوستانم و من
به قلم
آرشیو مطالب وطن آی آر
آمار وطن آی آر
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
همه ی بازدیدها : نفر
بازدید ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :