تبلیغات
تاریخچه Vatan Ir - مطالب هفته سوم دی 1387

 زرتشت از آزادی و برابری و عدالت سخن می گفت

و این سخن برای کرپان و کویان گران و ناخوشایند بود .

زیرا ترویج آموزش های زرتشت بطور بنیادی به منافع و شهرت آنان لطمه وارد می نمود

و شغل و پیشه و زور آنان را از دستشان می گرفت .

به همین علت در دو گروه به دشمنی با وی کمر بستند .

( کِرهما ) و ( بَندوه ) دو تن از کِرپ های بدخواه زرتشت بودند

که در سرودهای زرتشت نامشان آورده شده است .

کِرپان توانستند گروهی از نادانان را دربرابر زرتشت بشورانند

و آنان زیر فرمان احساسات پرجوش خود به آزار زرتشت و یارانش پرداختند .

او در یکی از سرودهایش این روزهای غم انگیز را نشان داده و می گوید :

(( نمی دانم به کجا روم و به چه کسی روی کنم ))

سرانجام ، او با درخواست یاری از خداوند ، با یاران خود رخت سفر می بندد

و از دیار خویش کوچ می کند .

گفتیم که کیانیان خاندان بزرگی در آبادترین سرزمین ایرانی ،

در دجله ی هلمند ( زابل ) بودند .

در این زمان ( کی گشتاسب ) رییس انجمن کشورها و سخنور و فرزانه ،

در این سرزمین پایتخت داشت .

در آنجا بسیاری از دانشمندان و دانایان به کار اشتغال داشتند .

زرتشت بهترین کار را در روبرو شدن با کی گشتاسب دید .

او می دانست که نادانان سخن او را نمی پذیرند

و کوشش در هم سخن شدن با نادانان ، خود نادانی است .

بنابراین با یاران خود به سوی سرزمین کی گشتاسب روان شد .

گرچه در راه آزار کرپان و کویانی که در سرزمین های آبادتر و نیرومندتری بودند ، وجود داشت

ولی خاندانی از تورانیان به نام ( فِریان ) در این راه به اشوزرتشت و یارانش ،

یاری و پناه رسانیدند .

گفتگوی زرتشت در نزدیکی کی گشتاسب و دیگر دانایان بنابه گفته ها ، دوسال به طول انجامید .

کرپان و سرداران برای به زانو درآوردن زرتشت کارشکنی ها نمودند و فتنه ها آفریدند .

ولی شکیبایی و زیرکی زرتشت و نیروی اهورایی وی همه ی آنها را ناامید ساخت .

سرانجام کی گشتاسب و پس از وی دیگر دانایان به دین زرتشت گرویدند .

در روایات آمده است که کی گشتاسب از آن پس شخصیتی دینی یافت

و در راه دادگری و برابری کوشید .

از دیگر کسانی که به دین بِهی گرویدند ( فرشوشتر ) و ( جاماسب ) ، دانایان دربار گشتاسب بودند .

زرتشت در پایتخت رصدخانه ای بنا نهاد ( رصدخانه ی نیمروز در زابل )

که در آن خود و دیگر دانشمندان به ستاره شناسی و پژوهش می پرداختند .

او از یاران خود انجمنی را بنیان نهاد تا دین بهی را گسترش دهند .

این انجمن را ( مَزمَگ ) ( بزرگواری بزرگ ) نامیدند .

زرتشت ، کی گشتاسب ، فرشوشتر ، جاماسب ، میدیوماه ، هووی ، هوتس

و تنی چند از دیگر یاران وی از برجستگان این انجمن بودند .

انجمن مُغان ، انجمنی بود ساده که در آن همبستگی و برادری را آموزش می دادند .

همچنین نخستین آموزشگاه دینی بوسیله ی یاران انجمن مُغان گشایش یافت

و پس از زرتشت ، پسرش ( ایسَدواستَر) بانی آن به شمار می رفت .

اشوزرتشت از خود سرودهایی به یادگار نهاد

که در آنها فلسفه ی یکتاشناسی و روش زندگی بهتر ، به گونه ای شاعرانه بیان شده است .

این سرودها که هفده سرود می باشد ، ( گاتها ) یا ( گاهان ) نامیده می شوند .

گاتها به زبان اوستایی و لهجه ی خراسانی که زبان مادری زرتشت بوده ، سروده شده است .

بنابر نوشته های دینی ، اشوزرتشت شش فرزند داشت .

سه دختر به نامهای : فَرین ، تریتی ، پورچیستا

و سه پسر به نامهای : ایسَدواستَر ، اوروَتَدنَر ، خورشیدچهر .

در گاتها تنها از پورچیستا دختر کوچک زرتشت سخن رفته است .

زندگی پُرآوازه ی اشوزرتشت پیامبر بزرگ ایرانی

که سراسر پژوهش ، آموزش و مردم داری بود ، در سن ۷۷ سالگی پایان پذیرفت .

گرچه در نوشته های دینی نزدیک به زمان زندگی او

و از جمله در سرودهای خود

وی هیچ نشانی از جنگ و زدوخورد در دوران پیامبری وی نمی توان یافت ،

و همه ی اینها دلالت بر مرگِ طبیعی زرتشت دارد ،

ولی در افسانه هایی که قدمت آنها به اندکی بیش از هزار سال می رسد ،

آمده است که زرتشت به دست فردی به نام ( تور ) برادر ( وَش ) کشته شد .



 

منبع:تاریخ ایران و جهان




تاریخ جمعه 20 دی 1387 ٍ به قلم امید موید
دوستانم و من
به قلم
آرشیو مطالب وطن آی آر
آمار وطن آی آر
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
همه ی بازدیدها : نفر
بازدید ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :