تبلیغات
تاریخچه Vatan Ir - مطالب هفته سوم بهمن 1387

 

بزرگترین و مشهورترین شاعر دوره سامانی، ابو عبدالله جعفر بن محمد رودکی، از اهالی رودک از قرای سمرقند بود. وی نخستین شاعر مهم زبان دری و در حقیقت پدر شعر دری محسوب می شود و کسانی که پیش از او به فارسی شعر گفته اند اشعارشان زیاد نبوده و از حیث روانی و استحکام نیز بپای اشعار رودکی نمیرسیده است.

با وجود اینکه بعضی از کسانی که درباره زندگی این شاعر نوشته اند اساساً به نابینائی او اشاره نکرده اند؛ اما نویسندگان زیادی چه آنهایی که بزمان رودکی نزدیک بوده اند و چه آنهایی که بعدها در این مورد نوشته اند، در این- مورد صراحت دارند. هر چند تشبیهات و توصیفات دقیق و لطیفی که در اشعار رودکی هست انسان را در کوری او دچار تردید میکند، لیکن در نابینائی او نباید مردد بود. حتی بنا بر نظر محققان، اینکه وی کور مادرزاد بوده مسلم شده است.

در مورد قدرت حافظه او گفته اند که در هشت سالگی تمام قرآن را از بر داشت و در این سن به شعر گفتن پرداخت و معانی دقیق میگفت. آوازی خوش و دلکش داشت و بسبب داشتن صدای خوب به نوازندگی پرداخت و از شخصی بنام بختیار که استاد موسیقی بود نواختن بربط را آموخت و در آن مهارت زیادی کسب کرد.
وی احتمالا مذهب شیعه اسماعیلی داشته است.

وقتی رودکی به دربار امیر نصر بن احمد سامانی راه یافت مورد تشویق و اکرام قرار گرفت و این پادشاه که شیفته ذوق و قریحه او شده بود، هدایای فراوان و مال بسیار به او بخشید و او را آسوده و توانگر کرد. رودکی نیز گذشته از قصاید بسیاری که در ستایش امیر گفت کتاب کلیله و دمنه و چند داستان دیگر را به فرمان او بشعر درآورد. گفته اند وقتی
رودکی مثنوی کلیله و دمنه خویش را به امیر نصر هدیه کرد، گذشته از پادشاه که چهل هزار درم به وی بخشید، یاران و نام آوران درگاه نیز شصت هزار درم به وی دادند و در این سالها بود که رودکی به موجب روایات دویست غلام داشت و دویست شتر زیر بنه اش می رفت.

رودکی شاعری بزرگ و پرمایه بود و نه فقط شاعران معاصر او بلکه اکثر شاعرانی که بعد از او آمدند نیز بفضل و برتری او اقرار کرده اند و او را سلطان شاعران و استاد شاعران می شمرده اند. گذشته از این، از حیث مقدار شعر نیز شاعران دیگر بپای او نمیرسیدند.

از آثار بجا مانده چنین بر می آید که اشعار او صد دفتر می شده و یکی از شاعران قرن ششم ادعا کرده است که اشعار او را شمرده و آنرا از یک میلیون و سیصد هزار بیت هم افزون دیده است. شاید این رقم خالی از مبالغه نباشد؛ اما افسوس که از اشعار بسیار این شاعر اکنون به اندازه هزار بیت هم باقی نمانده است.(نهصد بیت باقی مانده است).

رودکی شاعری توانا و دارای طبعی سرشار بوده است؛ در وصف احوال و مناظر قدرت عجیبی نشان داده است و تشبیهات و توصیفات دقیقی در اشعار خود بکار برده است، و بعضی از نویسندگان بهمین علت گفته اند که شاعر در قسمت اول عمر خود بینا بوده است.

به هر حال او در پایان عمر خود نابینا بوده است.

گذشته از شاعری رودکی در نواختن چنگ و بربط نیز مهارت تمام داشته و ظاهراً در مجالس امیر نصر و رجال دولت سامانی بسبب همین ذوق و هنر خویش عزت و حرمت بسیار پیدا کرده است.

مشهور است که سخن او در امیر تأثیر بسیار داشته و ابوالفضل بلعمی وزیر معروف نیز در عرب و عجم برای او نظیری نمی شناخته است.


وفات رودکی به سال 329 هجری قمری اتفاق افتاده است.

 

منبع:تاریخ ایران و جهان

 

 




تاریخ پنجشنبه 17 بهمن 1387 ٍ به قلم امید موید

                     

 

داریوش دوم (424 تا 404 پ.م) با نام اصلی وَهاوکا (به پارسی باستان) و اخس (به یونانی) فرزند نامشروع اردشیر یکم بود( رضایی، عبدالعظیم، تاریخ ده هزار ساله ایران ) که پس از شورش بر ضد برادرش سغدیانوس كه برادر خود خشایارشای دوم پادشاه قانونی شاهنشاهی را به قتل رسانده بود در سال ۴24 (پیش از میلاد) به تخت نشست و نام داریوش را برای خود برگزید. این پادشاه هخامنشی که یونانیان به وی لقب حرامزاده داده بودند، نوزده سال بر ایران حکومت کرد. داریوش با خاله و به روایتی با خواهر خود به نام پریزاد كه یونانیان وی را پریستاتیس خوانده اند، ازدواج کرد (رضایی، عبدالعظیم، تاریخ ده هزار ساله ایران ) و پریزاد که زن سنگ دلی بود در دربار داریوش نقش مهمی را ایفا می نمود.در زمان داریوش دربار هخامنشی به اوج انحطاط خود رسید به طوریکه اداره امور به دست زنان و خواجه سرایان افتاد و پریزاد جنایتهای بیشماری انجام داد. داریوش صاحب دو پسر به نامهای اردشیر و کورش بود و بعد از وی پسرش اردشیر دوم به سلطنت رسید.

جنگ با یونان

از دیگر وقایع زمان داریوش دوم جنگ شدید با یونان می باشد که در این جنگ ایران به دولت اسپارت که علیه دولت آتن می جنگید کمکهای شایانی نمود و در اثر همین تحرکات بود که یونانیان آسیای صغیر و برخی از جزایر یونانی نشین که از زمان صلح کالیاس مستقل شده بودند دوباره فرمانبردار ایران گردیدند.

شورش مصر

در زمان داریوش دوم مصر اعلام شورش کرد که اقدامات داریوش در فرونشاندن شورش بی اثر بود.

 

منبع:تاریخ ایران و جهان

 




تاریخ سه شنبه 15 بهمن 1387 ٍ به قلم امید موید

 

داریوش بزرگ را میتوان به جرات یکی از نوابغ هوشمند و شایسته برای قدرت و زمامداری کشور بزرگ و پرافتخار ایران زمین نامید . در اینجا بر این هستیم تا گوشه ای از اقدامات شگفت انگیز این فرزند پاک ایران و شاهنشاه 28 کشور آسیا را بررسی کنیم و همچنین با اندیشه های پاک این ابر مرد میهن دوست و با اراده تاریخ ایران و جهان که بدون تردید ادامه دهنده راه کورش بزرگ نیز بوده است , آشنایی بیشتری داشته باشیم . در مرحله نخست این نوشتار باید به همه ایرانیان این نکته را یادآوری کنیم که پسندیده تر آن است که واژه کبیر را برای داریوش هخامنشی به کار نبردند . زیرا شایسته ابر مردی همچون داریوش نیست که وی را با پسوند کبیر تازی بنامیم . کبیر از واژه ای صدرصد عربی ریشه گرفته شده است که کلمات اکبر , کبر , کبری نیز از همین واژه است . پس مه یا بزرگ که ریشه ای کاملا ایرانی دارد , برازنده این بزرگ مرد ایرانی و دیگر افراد شایسته این پسوند است بکار برده شود نیک تر است . هیچگاه ما نباید از واژگان عربی برای شخصیتهای برجسته تاریخمان استفاده کنیم . زیرا اعراب در طول تاریخ بر ضد تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران از هیچ کوششی دریغ نکرده اند . بدون تردید ایران و ایرانی هیچ گاه نباید و نخواهد توانست با اقوامی بدوی و بیابانگرد که هنوز یکی از بی تمدن ترین و بی ریشه ترین کشورهای جهان به حساب می آیند کنار بیاید . زیرا آنان بودند که امپراتوری متمدن و قدرتمند ایران را به ویران سرای برای جولان دادن خودشان تبدیل کردند . آنان بودند که فرزندان دلیر ایران مانند بابک , مازیار , ابن مقفع , استاذسیس و سنباد را به قتل رساندند . آنان بودند که هشت سال با یکی شدند اتحادیه عرب بر ضد ایران و ایرانی دست به نبردی جهانی و نابرابر زدند و میلیون ها ایرانی از جان گذشته را شهید و معلول کردند . آنان بودند که نام جهانی و تاریخی خلیج فارس را با فریب و هزینه کردن جعل کردند . آنان بودند که ادعای جزایر سه گانه ایران را کردند و . . .

به هر روی امروز جوانان برومند سرزمین ایران باید با شخصیتی برجسته و نادر از کشورشان بیشتر آشنا شوند و آن کسی نیست جز داریوش بزرگ شاهنشاه قدرتمند آسیا که همواره منشی جدای از دیگر حکام تاریخ گذشته را در پیش گرفت و در تمامی مراحل پادشاهی قدرتمند اش از سه فروزه آسمانی زرتشت ( کردار , گفتار , پندار نیک ) دوری نگزید . امری که امروزه در آستانه قرن بیست و یکم رویایی در جهان بیش نیست . وی در سال 522 پیش از میلاد بر اریکه شاهنشاهی نیمی از آسیا نشست و در سال 486 پیش از میلاد چشم از جهان فرو بست و ایرانی را برای ما به ارث گذاشت که درجهان بی سابقه بود . پس از وی خشیارشا بزرگ بر اریکه شاهنشاهی 28 کشور آسیایی نشست و راه پدر بزرگوار خود را ادامه داد . به امید روزی که تندیس های این بزرگ مرد ایرانی در تمامی شهرهای ایران بزرگ برافراشته شود و باردیگر ادیان , عقیدها و باورهای همه مردمان جهان به دیده احترام و نیکی نگریسته شود . امری که داریوش بزرگ به پیروی از کوروش بزرگ هخامنشی گسترش داد . به امید روزی که منش و کردار نیک وی به نسل های آینده منتقل شود تا آیندگان با شخصیت بزرگ وی آشنا شوند .

داریوش پور( پسر) گشتاسب , پور ارشام , پور آریارمن , پور چیش پش بود و نیاکانش در سه نسل به کورش بزرگ بازمیگشت . او یکی از سرداران نامی ارتش کامبوجیه فرزند کورش بزرگ بود . پس از درگذشت کمبوجیه داریوش بزرگ بر ضد بریای دروغین که خود را فرزند کورش معرفی کرده بود قیام کرد و سلطنت را از وی بازستاند . داریوش با همکاری شش سردار برجسته از ارتش کمبوجیه که نامشان : وینددفرنه , اوتن , گائوبرووه , ویدرنه , بغ بوخش , اردومنش بود بر ضد شاه دروغین قیام کردند و وی را از مقام شاهی برکنار کردند و مجازات کردند . سپس یکی از هفت تن سردار ایرانی در طی مسابقه ای در میدان اصلی شهر به مقام پادشاهی رسید و او کسی نبود جز داریوش بزرگ . به گفته هرودوت سه سال نخست سلطنت وی برای سرکوب شورشیان و برقراری ایران یکپارچه صرف شد.

ادامه ی مطلب...



و در ادامه
تاریخ سه شنبه 15 بهمن 1387 ٍ به قلم امید موید
دوستانم و من
به قلم
آرشیو مطالب وطن آی آر
آمار وطن آی آر
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
همه ی بازدیدها : نفر
بازدید ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :